دو نوع واگرایی وجود دارد


تنظیمات اقدام قیمت دلار آمریکا: EUR/USD، GBP/USD، USD/CAD، USD/JPY

پس از تصمیم دیروز بانک مرکزی اروپا در مورد نرخ بهره، دلار آمریکا کاهش یافت.

پاسخ تاخیری در یورو وجود داشت، اما همانطور که در آن تاکید کرده بودم مقاله اقدام یورو قیمت دیروز، حمایت تا کنون در یک نقطه مهم در نمودار حفظ شده بود، که از حول خط روند مقاومت قبلی گرفته شده بود که به عنوان حمایت شروع به تنظیم می کرد. آن مقاومت بخشی از یک بود تشکیل گوه در حال سقوط ، اغلب با هدف برگشت های صعودی مورد توجه قرار می گیرد.

و با توجه به منطقه ای روی نمودار که آن سازند در آن ساخته شده بود، دقیقاً در اطراف برابری سطح روانی ، منطقی بود که این می تواند در را برای عقب نشینی در حرکت نزولی باز نگه دارد و با توجه به مدت زمانی که این موضوع کوتاه مدت اجرا شده است، احتمالاً این عقب نشینی می تواند برای مدتی اجرا شود.

برای چه مدت؟ خوب، این احتمالاً توسط بادهای مخالف اساسی تعیین می شود. ابرهای تاریکی بر فراز اروپا باقی می‌مانند که ممکن است هرگونه روند توسعه‌یافته را رد کنند، مگر اینکه با توجه به برنامه‌های جنگ‌طلبانه FOMC کمکی از طرف ایالات متحده در این معادله یا حداقل درک چنین چیزی وجود داشته باشد. نقطه خالی، به نظر می رسد بانک مرکزی اروپا به اندازه فدرال رزرو قدرت شلیک در دسترس ندارد. تورم همچنان در هر دو اقتصاد بسیار بالاست و مشکل ساز است، اما در اروپا نیز پتانسیل بحران انرژی وجود دارد و رشد اقتصادی بسیار ضعیف تر باقی می ماند، در نتیجه این امر محدود می کند دو نوع واگرایی وجود دارد که بانک مرکزی اروپا چقدر ممکن است واقعاً قادر به دستیابی به تزلزل باشد.

و سپس تهدیدی در پس این موضوع وجود دارد – زیرا تداوم ضعف یورو/دلار می‌تواند تورم بیشتری را برای اروپا، علی‌رغم هرگونه افزایش نرخ، به همراه داشته باشد. به همین دلیل است که به طور کلی مسیر مورد نظر برای ارزها تعادل است و زمانی که ما آن را در بزرگترین بازارهای FX جهان نداریم، فرصت زیادی برای آسیب های جانبی وجود دارد.

دلار آمریکا

این حکایت از دو روند دلار در این هفته بود، زیرا تقویت عمیق در اوایل هفته منجر به عقب نشینی در بخش دوم شد. اما – جالب اینجاست که برخلاف افزایش اخیر دلار – این حرکت تا حد زیادی توسط یورو تقویت نشده است. EUR/USD در اکثر اوقات هفته در حمایت از این رقم برابری حرکت کرد – با روندهای تهاجمی ضعیفی که هم در ین و هم در پوند انگلیس نشان داده شد، که در زیر به بررسی آن خواهم پرداخت.

به دلار، هندل 110 این هفته برای اولین بار از سال 2002 عبور کرد. چهارشنبه بالاترین رقم را نشان داد، اما یک کندل نزولی در نمودار روزانه منجر به حرکت نزولی شد که تا کنون تا روز جمعه ادامه داشته است. سطح مقاومت قبلی در 109.14-109.27 به طور قابل توجهی دو پیشرفت مقاومتی را در خود جای داده است، اما هنوز حمایت زیادی نشان نداده است.

نمودار روزانه دلار آمریکا

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; USD، DXY در Tradingview

دلار آمریکا کوتاه مدت

USD هر دو a را تعیین کرده است پایین-کم و پایین-بالا بر اساس کوتاه مدت و این ممکن است پتانسیل عقب نشینی عمیق تر را برجسته کند. برای اینکه آن سری از رفتارهای نزولی قیمت باطل شود، باید شاهد شکستن زنجیره قیمت باشیم، اما در حال حاضر، پتانسیل مقاومت در اطراف آن نقطه کلیدی که بین 109.14-109.27 قرار دارد، وجود دارد. بالاتر از آن، سطح روانشناختی 110 دوباره وارد بازی می شود و به عقب باز می گردد که احتمال بی اعتبار شدن موضوع نزولی را برجسته می کند.

توصیه شده توسط جیمز استنلی

ویژگی های معامله گران موفق

نمودار دو ساعته دلار آمریکا

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; USD، DXY در Tradingview

یورو/دلار آمریکا

من از چند زوایای مختلف به این موضوع نگاه کرده ام طی دو هفته گذشته و این فرصت خوبی برای برجسته کردن یک واقعیت مهم به نظر می رسد.

می توان نسبت به روند تصویر بزرگ نزولی بود، اما همچنان تنظیمات صعودی را در طول مسیر سرگرم کرد. و دلیل آن این است که هیچ روندی در خطوط مستقیم حرکت نمی کند. برای من گیج کننده است که صرفاً ذکر یک راه اندازی صعودی، در پیش بینی یک حرکت خلاف روند، می تواند به طور گسترده به عنوان یک سوگیری صعودی تصویر بزرگتر به اشتباه تعبیر شود.

دیدگاه من در مورد EUR/USD این است که سطحی مانند برابری باید کمی طول بکشد تا جای خود را بگیرد. این همان چیزی است که زمانی اتفاق افتاد که قیمت در سال 2002 به بالاتر از آن سطح رسید، زمانی که حدود شش ماه طول کشید تا روند قوی EUR/USD در نهایت برابری را در نمای عقب باقی بگذارد. و این واقعا صحبت می کند قدرت سطوح روانی و اهمیت نرخ لحظه ای EUR/USD برای اقتصادهای جهانی – نه فقط بازارها. سطوح روانشناختی اغلب محرک رفتارهای انسانی هستند – و قیمتی مانند 0.9999 اغلب بسیار ارزان تر از تنها دو پیپ زیر 1.0001 احساس می شود.

نمونه موردی – عملاً هر عملیات خرده فروشی که من تا به حال با آن روبرو شده ام قیمت هایی را تعیین می کند که به 0.99 ختم می شود. به این دلیل است که باعث می شود محصول برای مصرف کننده ارزان تر به نظر برسد! خب، همین اتفاق در بازارها رخ می‌دهد و در سال 2002، یورو/دلار آمریکا در 1.0001 بسیار گران‌تر از دو پیپ بالاتر از 0.9999 بود، و این ادراک بر رفتارهای بازار تأثیر می‌گذارد که سپس بر عملکرد قیمت تأثیر می‌گذارد.

اگر قرار بود EUR/USD به طور قاطع از برابری در اینجا فقط با حداقل توقف کاهش یابد – من نگران می شدم. نه فقط برای بازار EUR/USD، بلکه برای عواقبی که ممکن است به دنبال چنین حرکت خشونت آمیزی باشد. در عوض و آنچه که من فکر می‌کنم سناریوی ایده‌آل خواهد بود، یک شکست آهسته از سطح خواهد بود، مانند آنچه در سال 2002 دیدیم، جایی که با کاهش قیمت‌های کوتاه‌مدت مواجه شد و موقعیت‌یابی کمتر نزولی شد. که در نهایت آن روند تصویر بزرگتر می تواند ادامه یابد – درست همانطور که در سال 2002 دیدیم که در جهت دیگر حرکت می کند.

نمودار روزانه EUR/USD

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; یورو دلار در Tradingview

تنها مشکل این است که وضعیت در سراسر اروپا آنقدر وخیم بوده است که هر روند صعودی برای ادامه یافتن زمان بسیار دشواری داشته است – حتی سناریوهای فشار کوتاه، که صرفاً فرصتی برای خرس‌ها بوده است تا شورت تازه را راه بیندازند.

اکنون سؤال این است که آیا اقدامات اخیر بانک مرکزی اروپا ممکن است کمی این پویایی را تغییر داده باشد، و از نمودارهای کوتاه مدت، می‌توانیم تلاش EUR/USD را ببینیم که یک روند صعودی را در کنار هم قرار می‌دهد. نگه داشتن بالاتر از برابری می‌تواند این در را باز نگه دارد، که می‌تواند امکان عطف بالاتر از سطح پایین دیروز را در اطراف سطح 0.9950 فراهم کند.

نمودار قیمت دو ساعته EUR/USD

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; EURUSD در Tradingview

GBP/USD

این یک راه تهدیدآمیز برای شروع هفته برای کیبل بود و این جفت به سرعت به پایین ترین سطح خود در 37 سال گذشته رسید. اما – از آنجایی که معلوم شد این یک نقطه حمایت است و خریداران به طور مشابه در اینجا به سمت بالاتر حرکت می کنند و سعی می کنند عقب نشینی قوی تری در روند نزولی ایجاد کنند.

سطوحی که من در قسط چهارشنبه به آنها نگاه کردم تنظیمات اقدام قیمت دلار آمریکا در بازی باقی می ماند قیمت دقیقاً در داخل سطح 1.1650 مقاومت پیدا کرده است که از نمایش نوسان قبلی قیمت پشتیبانی می کند. سطح 1.1500 همچنان منطقه مورد علاقه گسترده ای است و اگر قیمت از طریق حمایت کوتاه مدت دو نوع واگرایی وجود دارد در 1.1560 سقوط کرد، آنگاه 1.1500 به عنوان نقطه حمایت احتمالی وارد عمل می شود.

برای مقاومت بعدی – که می تواند در را برای سناریوهای نزولی بلندمدت باز کند، پتانسیل 1.1700 و سطح روانی در 1.1750 وجود دارد.

توصیه شده توسط جیمز استنلی

پیش بینی GBP رایگان خود را دریافت کنید

نمودار قیمت GBP/USD دو ساعته

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; GBPUSD در Tradingview

USD/CAD

همچنین در این هفته نرخ بهره در خارج از کانادا افزایش یافت زیرا BoC 75 واحد در ثانیه افزایش یافت. واکنش اولیه ضعف بود زیرا جفت فشار قوی به سمت بالاترین سطح سالانه انجام داد – اما در نهایت با کاهش روند صعودی گاوها قبل از اینکه سطح 1.3224 به سطح 1.3224 برسد، کاهش یافت.

همانطور که روز چهارشنبه تاکید کرده بودم – وجود داشته است برخی از واگرایی قابل توجه بین روند USD و USD / CAD ، که می تواند USD/CAD را به عنوان یک گزینه جذاب برای بازی های نزولی USD حفظ کند.

با توجه به این هفته اقدام قیمت این موضوع نزولی هنوز کاملاً وجود ندارد زیرا قیمت بالاتر از سطح حمایت کلیدی در حدود سطح روانی 1.3000 باقی می‌ماند – اما این واقعیت که گاوها نتوانستند شکست را پیش ببرند می‌تواند نشانه مثبتی برای یک موضوع کوتاه باشد که ممکن است در اطراف باشد.

از نمودار هفتگی زیر می توانیم ببینیم که از مقاومت قبلی پشتیبانی می کند در عمل، در حال حاضر به حفظ پایین ترین نوار هفتگی کمک می کند. این همچنین با نقطه میانی یک کانال صعودی که تشکیل پرچم خرس را تشکیل می دهد، همخوانی دارد. بنابراین، این یک نقطه بزرگ در نمودار است و اگر فروشندگان بتوانند فشار را برانگیزند، جنبه نزولی موضوع می تواند به زودی دوباره جذاب شود. اما، در حال حاضر، ما در مقاومت قبلی از حمایت برخورداریم.

توصیه شده توسط جیمز استنلی

ایجاد اعتماد در معاملات

نمودار قیمت هفتگی USD/CAD

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; USDCAD در Tradingview

USD/JPY

جشن و سپس قحطی برای USD/JPY افزایش یافت، زیرا هفته با یک شکست عظیم آغاز شد از آن زمان دیده شده است که حدود 50 درصد از آن پرش هفتگی پاک شده است.

با یک حرکت داخلی بر اساس انتظارات BoJ برای ادامه پمپاژ، حتی کوچکترین نشانه ای از تغییر می تواند منجر به عقب نشینی شود. هر چه روند بالاتر باشد و طولانی تر شود – گاوهای نر جهنده تر هستند زیرا وقتی چرخید – خوب این خروجی بسیار گسترده است. و به همین دلیل دو نوع واگرایی وجود دارد است که روندهایی مانند USD/JPY که دیده ایم اغلب از منطق “بالا از پله ها، پایین رفتن از آسانسور” پیروی می کنند.

USD/JPY در صبح چهارشنبه قبل از عقب نشینی حدود یک پیپ از سطح روانی 145.00 فاصله داشت. و سپس یک شبه در مورد این موضوع غرغر شد که توسط ریچارد اسنو پوشش داده شد ترس از تغییر در تصویر ظاهر شده است، و در نوع حرکت “پایین آسانسور” آورده شده است.

در این مرحله، اکشن قیمت حدود 50 درصد از شکست اخیر از سطح 140.00 را حفظ می کند. با این حال، عملکرد کوتاه‌مدت قیمت همچنان پایین‌تر و پایین‌تر از نمودار دو ساعته را نشان می‌دهد، بنابراین هنوز هیچ مدرکی مبنی بر نزدیک شدن به پایان عقب‌نشینی وجود ندارد. حتی کوتاه‌مدت پایین‌تر ممکن است امیدی به تصویر بیاورد، که من در یک لحظه به آن نگاه خواهم کرد.

نمودار قیمت دو ساعته USD/JPY

نمودار تهیه شده توسط جیمز استنلی ; USDJPY در Tradingview

USD/JPY بسیار کوتاه مدت

این اقدام قیمت جمعه است، اما از نمودارهای کوتاه‌مدت، ممکن است تلاش‌های مداومی از سوی گاوها برای بازگرداندن روند صعودی صورت گیرد. قیمت در حال حاضر در تلاش است تا حمایت را در حدود 50% اصلاح شکست اخیر که با سطح روانی 142.50 همخوانی دارد، حفظ کند. نگه داشتن زمین در اینجا یک نمایش بزرگ از سوی گاوها خواهد بود و این نشان می دهد که 38.2% برگشتی این حرکت به عنوان مقاومت بعدی در پیش است. اگر قیمت بتواند تا آن سطح آزمایش شود، در حدود دسته 143.00، می‌توانیم شاهد افزایش بیشتر از اوج و پایین‌ترین قیمت در نمودارهای کوتاه‌مدت باشیم.

نقش نظام سیاسی در تامین ثبات و امنیت

افغانستان نظام‌های سیاسی متفاوت را در ۱۰۰ سال گذشته تجربه کرده است. اگر عبدالرحمان خان را بانی ساختار سیاسی قوی و مدرن در افغانستان بدانیم، بیش از ۱۰۰ سال می‌شود که نظام‌های سیاسی متنوع را در خود دیده است. هر کدام از این نظام‌ها، شرایط خاص را ایجاد کرده که تاثیر اساسی در همبسته‌گی ملی، قدرت‌ ملی، اقتدار ملی، منافع ملی، امنیت ملی، شورش‌های دوام‌دار تاریخی و ثبات سیاسی داشته است. به عبارت دیگر، تمام این مولفه‌ها با تناسب نظام سیاسی در افغانستان مستعد تغییرات اساسی بوده است. شورش‌ها، تنش‌ها، درگیری‌ها، جنگ‌ها و ناامنی‌ها اصولاً تابع شرایط حاکم سیاسی و نوع نظام سیاسی کشورها و سرزمین‌ها است.

داکتر ‌مجیب‌الرحمان رحیمی، نویسنده و پژوهشگر، یکی از کسانی است که تحقیقات منظم را در‌باره نوع نظام سیاسی و تاثیر آن در بی‌ثباتی و ناامنی افغانستان انجام داده است. او می‌نویسد که افغانستان در تاریخ ۱۳۸ ساله خویش، شاهد نظام‌های سیاسی شاهی مطلقه ۱۸۸۰- ۱۹۱۹، شاهی مشروطه و تجربه‌ نخستین قانون اساسی ۱۹۱۹- ۱۹۲۸، شاهی مطلقه – دهه‌ دموکراسی و نظام پارلمانی ۱۹۳۰- ۱۹۷۳، نظام جمهوری ۱۹۷۳- ۱۹۷۸، نظام جمهوری دموکراتیک خلق – شبیه ریاستی ۱۹۷۸-۱۹۹۲، دولت اسلامی افغانستان – شبیه ریاستی ۱۹۹۲- ۲۰۰۱، امارت طالبانی و جمهوری و دوباره نظام امارت طالبانی را تجربه کرده است. این نظام‌ها در مقاطع مختلف سیاسی افغانستان آسیب‌ها و فرصت‌هایی را خلق کرده که با ثبات و بی‌ثباتی رابطه معناداری داشته‌اند.

به باور رحیمی، اکثریت این نظام‌ها، متمرکز و قومی ـ خانواده‌گی بوده‌اند و از سوی عده‌‌ای معدود رهبری شده و می‌شده‌اند. به همین دلیل، از ظرفیت و مشروعیت لازم در راستای تامین نیاز‌های شهروندان و پاسخگویی به خواسته‌های آن‌ها برخوردار نبوده‌اند. در کنار این، بخش قابل ملاحظه‌ای از بحران‌های سیاسی در گذشته و اکنون، ریشه در اقتدارگرایی و تمرکزگرایی مفرط در ساختار نظام سیاسی کشور دارد. در طول تاریخ چند تن معدود، آن ‌هم مربوط یک قوم مشخص، مدیریت کلان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور را در دست داشته و هر طور که خواسته‌اند، بالای مردم حکومت کرده‌اند. این افراد به دلیل دیدگاه‌های تنگ و کوچک قبیله‌‌ای، جلو رشد مردم‌سالاری و سهم‌گیری فعالانه شهروندان را در نظام گرفته‌اند. رابطه قومی در کشور قبل از تجاوز شوروی رابطه سلسله‌مراتبی عمودی و درجه‌بندی شده بود؛ اما از سال ۱۹۷۹ رابطه درجه‌بندی شده و عمومی به رابطه افقی یا غیر‌درجه‌بندی شده تغییر یافته است.

تعریف نظام سیاسی

نظام سیاسی مجموعه‌ای از نهادهای قانونی است که حکومت یا دولت را تشکیل داده و کارکرد و مقررات حاکم بر آن‌ها را مشخص می‌سازد. چگونه‌گی تعامل نهادها، توسط قانون اساسی تعریف و تبیین می‌شود. به عبارت دیگر، نظام سیاسی به سیستمی اطلاق می‌شود که در‌برگیرنده نهادهای سیاسی رسمی به همراه فعالیت‌های سیاسی در جامعه باشد و شامل کنش‌ها و واکنش‌ها میان مجموعه‌ای از عناصر سیستم می‌باشد که بر‌مبنای اهداف خاص و از پیش تعیین شده، تعریف شده است. وجود نظام سیاسی جزوی از نیازهای اجتماعی جامعه انسانی است که بدون آن در دنیای کنونی، زیست اجتماعی دشوار می‌شود و از سویی هم نظام‌های سیاسی بر تمام جنبه‌های مادی و معنوی زنده‌گی بشر تاثیر اساسی دارند.

یکی موارد اساسی که نظام‌های سیاسی تاثیر مستقیم بر آن دارند، ثبات و امنیت در یک کشور است. نوع نظام سیاسی، شیوه کارکرد نظام سیاسی در یک جغرافیا و از همه مهم‌تر موثریت و کارایی نظام سیاسی، از مولفه‌های تاثیرگذار در فرایند ثبات و بی‌ثباتی پنداشته می‌شود؛ به عبارت دیگر، رابطه معنا‌داری بین نوع نظام سیاسی و ضریب امنیت ملی وجود دارد. از آن‌جایی که مولفه‌های ثبات و امنیت برون‌زا و درون‌زا می‌شوند، بررسی این نکته در افغانستان خیلی مهم است که نوع نظام سیاسی چه تاثیری بر ثبات و بی‌ثباتی سیاسی و از سوی دیگر چه نقشی در تامین امنیت داشته است. از همین ‌رو، ساختار نظام و نوع نظام دو نوع واگرایی وجود دارد در کشورهای شکننده و چند‌پارچه، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چون‌ کارایی و موثریت یک نظام در بخش‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی، به نوع و ساختار آن بسته‌گی دارد.

در افغانستان بعد از حضور نظامی و سیاسی غرب، نوع نظام ریاستی متمرکز به میان آمده است؛ نظامی که به تعبیر خیلی از پژوهشگران و افغانستان‌شناسان، بخشی از چالش‌ بی‌ثباتی و ناامنی ریشه در آن دارد. با توجه به شکننده‌گی و واگرایی قومی از یک‌ سو و وجود جامعه موزاییکی و رنگارنگ افغانستان از سوی دیگر، اصولاً چنین نظامی به استبداد و خودکامه‌گی و محرومیت اقوام دیگر منجر شده و این‌طور دوگانه‌گی دولت و ملت در افغانستان یا آن‌چه توماس بارفیلد تضاد دولت ـ ملت می‌گوید را افزایش می‌دهد. برای همین در طول دو دهه تلاش‌های دولت ـ ملت‌سازی در سایه نظام ریاستی بسته و متمرکز، هنوز افغانستان به وضعیتی کشیده شد که سرانجام به دست طالبان سقوط کرد.

نظام ریاستی

ویژه‌گی عمده نظام ریاستی «مشروعیت دوگانه» و «ناوابسته‌گی» میان قوه مقننه و قوه اجراییه است. رییس اجراییه با قدرت قانونی قابل توجه، صلاحیت برگزیدن اعضای کابینه را دارد و برای یک دوره معین از سوی مردم به‌گونه مستقم انتخاب می‌شود. رییس اجراییه، ریاست دولت را نیز بر‌عهده دارد و به هیچ نهادی پاسخگو نیست. به همین دلیل، در صورت تخطی و ضعف، پروسه استیضاح و برکناری او دشوار و پیچیده است. نظام ریاستی خالص، نظامی است که با استقلال متقابل تعریف می‌شود. قوه مقننه برای یک دوره معین انتخاب می‌شود و از مشروعیت جداگانه برخوردار است. رییس قوه اجراییه نیز برای یک دوره معین انتخاب می‌شود و از مشروعیت جداگانه برخوردار است.

نواقص و معایب نظام‌های ریاستی در جوامع متکثر و چند‌پارچه، فهرست طولانی دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت از رقابت مشروعیت دوگانه، بن‌بست و نزاع بین قوه مقننه و و اجراییه، وقت معین دوره ریاست‌جمهوری، به دست آوردن یا از دست رفتن همه چیز در یک انتخابات با برنده و بازنده واقعی، احتمال کودتا، مشکل جانشینی، تکبر و خودانگاری، برنده‌گان و بازنده‌گان مشخص، قطبی ساختن روند انتخابات، کابینه ضعیف، وزیران دنباله‌رو، نماینده‌گی محدود، احتمال به قدرت رسیدن اشخاص غیر‌سیاسی و عوام‌فریب، رهبری فردی، رقابت بین رییس‌ جمهور و رییس قوه‌ مقننه، تعارض نقش رییس‌ جمهور و رییس اجراییه و رابطه قوی میان نظام ریاستی و دموکراسی اختیارسپاری از بزرگ‌ترین آسیب‌ها و عیب‌های نظام ریاستی در جامعه چندپارچه افغانستان است.

البته شماری تاکید می‌کنند که ثبات و استقرار قوه مجریه، دموکراسی بیشتر و حکومت محدود، از مزایای نظام ریاستی متمرکز در افغانستان است و می‌تواند باعث تقویت نظام در کشوری شود که نیروهای فرودولتی قدرت‌مند در آن وجود دارد.

در مقابل نظام ریاستی، نظام پارلمانی قرار دارد که نظر به ساختارهای قومی در افغانستان، می‌تواند زمینه‌های ثبات سیاسی را فراهم کند. نظام پارلمانی در واقع وابسته به قوه‌ مقننه است. در این نوع نظام، رییس دولت به‌گونه جداگانه از رییس حکومت انتخاب می‌شود و میزان تمرکز قدرت به دست یک شخص نیز کاهش می‌یابد. در افغانستان که میزان تمرکزگرایی به اوج خود رسیده و قانون اساسی نیز صلاحیت‌های بی‌شماری را به رییس جمهور واگذار کرده و از سوی دیگر رییس‌ جمهور هم رییس دولت بود و هم رییس حکومت، نظام پارلمانی می‌تواند ساختار قدرت و سیاست را به‌گونه عادلانه‌تری تنظیم کند و از تمرکز قدرت و استبداد شخصی، گروهی و قومی در کشورهایی مانند افغانستان بکاهد.

تعریف نظام پارلمانی

ویژه‌گی عمده نظام پارلمانی، وابسته‌گی متقابل است. به گفته لینز، در نظام‌های پارلمانی یگانه نهاد مشروعیت‌بخش پارلمان است و صلاحیت و اقتدار حکومت بسته‌گی کامل به اعتبار پارلمان دارد. پژوهشگران معتقد‌ند که نظام‌های پارلمانی در گذار به دموکراسی، نقش برجسته داشته و همچنان بیشترینه نظام‌های باثبات جهان، دارای نظام‌های پارلمانی هستند. آن‌ها نظام پارلمانی را برای کشورهای با شکاف عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زبانی و احزاب سیاسی متمرکز، مناسب می‌دانند. به زبان دیگر، نظام پارلمانی را نظام نامتمرکزسازی قدرت در جوامع چند‌پارچه می‌دانند.

بنابراین، در این نوع نظام قدرت سیاسی از تمرکز کمتری برخوردار بوده و به‌گونه افقی توزیع شده است. مزید بر این، انعطاف‌پذیری و نرمش از مولفه‌های دیگر این نظام در سیاست‌های داخلی است تا زیست سیاست و قدرت به‌گونه باید و شاید به انجام برسد. در نظام‌های پارلمانی، زمینه‌های تقویت دموکراسی و رشد مردم‌سالاری در سایه عدالت اجتماعی بیشتر است. دموکراسی با استبداد و خودکامه‌گی در تقابل قرار دارد و نظام ریاستی در صدد تمرکز قدرت، خودخواهی و انباشت قدرت سیاسی به دست یک شخص و یک گروه محدود است. از این‌ رو، به‌صراحت می‌توان ادعا کرد که دموکراسی واقعی و رشد مردم‌سالاری در کشورهای شکننده و چندپارچه‌ای مانند افغانستان، در نظام پارلمانی نمود یافته و مصداق می‌یابد.

قانون اساسی افغانستان صلاحیت‌های بیشتر به رییس‌ جمهور داده بود. مطابق این قانون، رییس‌ جمهور هم رییس دولت بود و هم‌ رییس حکومت و بالا‌ترین فردی که آخرین تصمیم سیاسی را می‌گرفت. بنابراین، قانون اساسی افغانستان با واگذاری صلاحیت‌های بیشتر به رییس‌ جمهور، نظام سیاسی متمرکز بسته را مشروعیت داده بود. در حالی که همه کشورهای توسعه‌یافته، توسط مدل نظام‌های غیر‌متمرکز و عموماً پارلمانی اداره می‌شوند. افغانستان نیز به‌عنوان کشوری که چند‌پارچه و شکننده است، نظام ریاستی متمرکز در آن جواب نداده است و به جای آن نظام پارلمانی می‌تواند بخشی از چالش‌های سیاسی ـ اجتماعی افغانستان را حل کند.

در همین باره چارلز نسنتوز، مشاور پیشین سازمان ملل در امور افغانستان، در مقاله‌ای با انتقاد از سیاست‌های غرب به‌ویژه ایالات متحده‌ امریکا در قبال افغانستان، گفته بود که غرب در رویکرد خود در حل مساله عراق چندگانه‌گی، تنوع و اختلافات قومی را به رسمیت می‌شناسد، اما در افغانستان این اصل را به رسمیت نمی‌شناسد. به باور او، مشکل افغانستان نبود تمرکز قدرت نیست؛ مرکزگرایی و تمرکز قدرت در واقع به معنای پشتونیزه کردن کشور بوده است؛ عملی که با توجه به چندگانه‌گی کشور، غیر‌ممکن به نظر می‌رسد.

در حالی که افغانستان چندپارچه و متکثر است و به‌عنوان یک کشور شکننده از تنوع قومی، زبانی و مذهبی برخوردار بوده که تنش‌های دوام‌دار بین این تنوعات وجود داشته، اما امریکا و قدرت‌های بزرگ که در دو دهه گذشته میلیاردها دالر را برای دولت ـ ملت‌سازی در افغانستان هزینه کردند، این تنوع و چند‌گانه‌گی را نادیده گرفتند و این‌طور هزینه‌های هنگفت مالی و انرژی لازم سیاسی را هدر دادند. در حالی که ساختارهای تمرکززدایی شده در کشورهای در حال توسعه با ساختار اجتماعی ـ سیاسی چند‌پارچه موثریت بیشتر دارد. خیلی از پژوهشگران به شمول دکتر مجیب‌الرحمان رحیمی که در‌باره نوع نظام سیاسی و رابطه آن با جنگ و خشونت کار کرده است، باور دارند که فسادهای گسترده، تقلبات انتخاباتی، خشونت‌های جاری در کشور و بی‌ثباتی سیاسی اجتماعی، ریشه در نوع نظام سیاسی، ساختار بسته قدرت و تمرکز صلاحیت‌ها در یک مکان دارد.

حالا که یک بار دیگر ساختارهای سیاسی در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ فروپاشید و افغانستان به دست طالبان افتاد، می‌بایست الیت سیاسی و جامعه نخبه افغانستان روی نوع نظام پسا‌طالبان تمرکز کنند که در آن ثبات و امنیت تامین شده و مساله عدالت اجتماعی مد نظر گرفته شود. با تو‌جه به ساختار اجتماعی افغانستان و غیبت عدالت اجتماعی و مساله تمرکز قدرت‌، نوع نظام در این کشور بسیار اهمیت دارد و می‌تواند چالش اساسی این کشور دچار بحران و طالب و تریاک را حل کند. از آن‌جایی که نوع نظام سیاسی با ثبات و امنیت رابطه مستقیم و معنادار دارد، توجه به آن، مساله افغانستان را حل خواهد کرد.

مقاومت شاخص در محدوده حمایتی

مقاومت شاخص در محدوده حمایتی

شاخص کل بورس که در جریان معاملات روز شنبه به محدوده حساس حمایتی خود وارد شده بود، روز‌های یکشنبه و دوشنبه را بدون تغییر به پایان رساند تا سهامداران برای تصمیم‌گیری‌های خود منتظر تحولات روزهای معاملاتی آینده بمانند.

روزنامه ایران: رفتار خنثای شاخص در این محدوده حساس منجر شده تا تعداد و ارزش معاملات نیز نسبت به هفته گذشته کاهش یابد و ارزش معاملات خرد به زیر 3 هزار میلیارد تومان نزول کند. همچنین آمارها نشان می‌دهد که با وجود تداوم خروج پول حقیقی از بازار، نوسانات این شاخص افزایش یافته و خالص ورود و خروج پول حقیقی به سطح صفر یا نقطه واگرایی نزدیک می‌شود.

از طرفی با وجود خبرهای نا‌امید‌کننده در خصوص سهام صادرات‌محور و به تعویق افتادن نتیجه مذاکرات، شاخص‌های بنیادی بازار همچنان در سطح مناسبی قرار دارد که این موضوع اکثر سهامداران را نسبت به کاهش بیشتر شاخص مردد می‌کند.
این رویه را می‌توان با توجه به روند رو به رشد شاخص کل (هم‌وزن) مشاهده کرد. آمار نشان می‌دهد از روز 9 مردادماه، درحالی که شاخص کل بورس در یک روند خنثی در حال نوسان بوده، شاخص کل (هم‌وزن) روند صعودی را طی کرده و از حدود عدد 380 هزار واحد به عدد 410 هزار واحد رسیده است.
این روند در شاخص کل فرابورس نیز قابل مشاهده است و این شاخص درحالی که در روزهای ابتدایی مردادماه سطح 19 هزار واحد را از دست داده بود، در یک روند صعودی به بالای عدد 19 هزار و 190 واحد رسیده است.


در همین مدت نسبت قیمت بر درآمد کل بازار(P/E ttm) نیز بهبود یافته و به زیر عدد 6.7 رسیده است. همچنین با توجه به پرداخت سود‌های مصوب برای سال 1400، درصد پرداخت سود بازار نیز در حدود 10 درصد افزایش یافته و به حدود 65 درصد رسیده است که این موضوع نیز جذابیت بازار را برای سهامداران بیشتر می‌کند.
«اخابر» بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص به ثبت رساند
روند رو به رشد قیمت سهام در گروه مخابرات، رایانه و فعالیت‌های وابسته و اطلاعات و ارتباطات که از ابتدای شهریورماه آهنگ شتابان به خود گرفته بود، روز دوشنبه نیز تداوم یافت تا این گروه‌ها ضمن قرارگرفتن در صدر لیست بیشترین ورود پول حقیقی، بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص‌ها داشته باشند. آمار نشان می‌دهد که روز دوشنبه نماد «اخابر» با بیش از 49 میلیارد تومان ورود پول حقیقی روبه‌رو شده و در حدود 6.93 درصد رشد قیمت داشته است.


کاهش قیمت سهام محصولات شیمیایی در پی انتشار نرخ‌های جدید محصولات
گروه محصولات شیمیایی در بازار سهام یکی از گروه‌های تأثیر‌گذار بر شاخص‌ها است که این روزها در پی کاهش جهانی قیمت محصولات روند نزولی را در قیمت سهام طی می‌کند؛ روندی که در پی انتشار قیمت‌های جدید پایه محصولات برای عرضه در بورس کالا، در روز معاملاتی دوشنبه، باز هم تقویت شد و نمادهای این گروه در لیست تأثیر‌گذاران منفی بر شاخص کل قرار گرفتند.
روز یکشنبه، قیمت‌های جدید محصولات شیمیایی برای عرضه در بورس کالای ایران از طرف دفتر توسعه صنایع تکمیلی پتروشیمی اعلام شد که در این اطلاعیه به رغم رشد 0.5 درصدی قیمت ارزپایه محاسباتی، قیمت محصولات با کاهش روبه‌رو شده بود.
در جریان معاملات روز دوشنبه، گروه محصولات شیمیایی با بیش از 60 میلیارد تومان خروج پول حقیقی روبه‌رو شد تا مجموع خروج پول حقیقی از این نماد در دو روز گذشته به بیش از 110 میلیارد تومان برسد.
لازم به ذکر است، آمار مربوط به تولید و فروش 5 ماهه منتهی به مردادماه این گروه معاملاتی از رشد بالای ارقام فروش رفته نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر می‌دهد که این موضوع ارزندگی سهام این گروه را همچنان تقویت می‌کند.


ادامه بحران فلزات و کاهش قیمت سهام فلزی در ایران
روز دوشنبه، روند نزولی در قیمت سهام فلزاتی همچنان ادامه یافت و حقیقی‌های بازار بیش از 7 میلیارد تومان از معاملات سهام این گروه خارج کردند. این اتفاق درحالی رخ داد که اطلاعات منتشر شده از بازارهای جهانی فلزات، همچنان از روند نزولی قیمت محصولات خبر می‌دهد. آمار نشان می‌دهد که در هفته گذشته، شاخص قیمت فلزات در بورس لندن در حدود 7.5 درصد کاهش داشته است. همچنین قیمت مس نیز در این بازار در کانال 7570 دلاری قرارگرفته است که نسبت به اسفندماه سال 1400 بیش از 40 درصد کاهش را نشان می‌دهد.
در بازار آلومینیوم نیز با وجود افزایش قیمت انرژی و بحران تولید این فلز در اروپا، کاهش تقاضای جهانی باعث شده تا قیمت‌ها همچنان روند نزولی خود را ادامه دهند. لازم به ذکر است که برای تولید هر یک تن آلومینیوم 15 مگاوات ساعت برق مورد نیاز است که با توجه به گرانی انرژی در اروپا، تولید این محصول در اروپا را با بحران روبه‌رو کرده است.
کارشناسان، پیش‌بینی بروز رکود اقتصادی، محدودیت‌های کرونایی چین و افزایش نرخ بهره و تقویت شاخص دلار از طرف فدرال رزرو را از جمله مهم‌ترین عوامل تأثیر‌گذار بر کاهش قیمت‌های فلزات پایه بیان کرده‌اند.


صندوق‌های قابل معامله مورد توجه سهامداران حقیقی قرار گرفت
روز دوشنبه، صندوق‌های قابل معامله همانند روزهای شنبه و یکشنبه در صدر بیشترین ورود پول حقیقی قرار گرفتند تا مجموع پول وارد شده به این صندوق‌ها به بیش از 112 میلیارد تومان برسد. توجه سهامداران خرد به صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سپردن سرمایه‌ها به این صندوق‌ها از نظر کارشناسان بازار می‌تواند امری خوش‌یمن تلقی شود که در ادامه کارایی بازار را بیش از پیش افزایش دهد.
آمار نشان می‌دهد، معامله‌گران حقیقی از ابتدای مردادماه حدود 5 هزار و 900 میلیارد تومان از معاملات سهام خارج کرده‌اند و در همین مدت در حدود یک‌هزار و 170 میلیارد تومان به صندوق‌های قابل معامله وارد شده است.
همچنین رشد معاملات اوراق کالایی در بورس کالا، انرژی و بورس اوراق بهادار بیانگر آن است که بخشی از پول‌های خارج شده از سهام، به این اوراق وارد شده است.

تحلیل آگامبن، اشمیت و بنیامین از قانون و خشونت

سه متن اصلی کتاب حاضر جملگی مستقیما پیوند قانون و خشونت را تحلیل می‌کنند. کتاب «قانون و خشونت» گزیده مقالاتی از جورجو آگامبن، کارل اشمیت و والتر بنیامین است که توسط گروهی از مترجمان زیر نظر مراد فرهادپور منتشر شده است.

تحلیل آگامبن، اشمیت و بنیامین از قانون و خشونت

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «قانون و خشونت» گزیده مقالاتی از جورجو آگامبن، کارل اشمیت و والتر بنیامین است که توسط گروهی از مترجمان زیر نظر مراد فرهادپور ترجمه و از سوی نشر نی در 366 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 138 هزار تومان منتشر شد.

مراد فرهادپور در پیشگفتار این اثر آورده است: «اگر معتقد باشیم که ریشه شناسی لغات، دست کم در شكل معتدلش، واجاد معنا و اهمیتی فلسفی است، آن گاه برای درک و توضيح معنای دوگانه، کلمه ((سیاست) در توسل به فلسفه چندان تردید نخواهیم کرد. معنای امروزی این کلمه همان قدر روشن و واضح است که تعریف آن تیره و غامض. ولی به هر حال، در نظر اکثر مردمی که امروزه به فارسی سخن می‌گویند، این کلمه بیانگر شکلی از رابطه با قدرت و حاکمیت است. اگرچه بسیاری هنوز نسبت به اصل و نسب (سیاست) مشکوک اند، اما در گذشته ای نه چندان دور، این کلمه نه فقط بر فرمان راندن، بلکه بر تنبیه و مجازات کردن نیز دلالت داشت. بنابراین، اگر همه معانی کهنه و نو این کلمه را یکجا گرد هم آوریم، می‌توان گفت «سیاست» چیزی است که در آن واحد با حکومت و بدن، فرمانروایی و مجازات، یا به تعبیر دقیق تر، با قانون و خشونت، سروکار دارد. تعمق درباب معنای کلمه سیاست و نحوه تحول آن در زبان فارسی نقطه شروع مناسبی برای تبیین مفهوم سیاست، به ویژه مفهوم «سیاست غربی» در تحلیل تاریخی- مفهومی جورجو آگامبن است و تا آنجا که به دو نوع واگرایی وجود دارد جوهر اصلی برداشت آگامبن از سیاست غربی، یعنی موضوع مرکزی این کتاب مربوط می‌شود، از قضا بهترین کار ادامه همین مسیر است.

قانون و خشونت دو قطب یا جوهر طبیعی نیستند که سیاست را بتوان به مثابه فاصله یا خط رابط میان آن دو تعریف کرد، حتا اگر این تعریف به شیوه‌ای دیالکتیکی بر حسب زوج مفهومی شباهت/ تفاوت، یا هم گرایی/واگرایی توصیف شود. سیاست، در واقع، دو نوع واگرایی وجود دارد نه فقط شکافی میان این دو قطب، بلکه اساسا شکاف یا تنش بر سازنده نهفته در درون آن دو است. بدون اعمال خشونت سازمان یافته که نهایتا مبتنی بر توانایی کشتن و اعمال خشونت جسمانی است - هیچ قانون و حکومتی بر جای نمی‌ماند؛ به همین ترتیب، هر نوع اعمال خشونت فردی و گروهی نیز جویای آن است که به قانون بدل شود و الگو و مبنای آن همان خشونت اجتماعی مشروع و رسمیت یافته است.»

در ادامه همین پیشگفتار آمده است: «سه متن اصلی کتاب حاضر که جملگی مستقیما پیوند قانون و خشونت را تحلیل می‌کنند، عبارت اند از: «منطق حاکمیت» (آگامبن، کل بخش اول هومو ساکر، به استثنای فصل «شکل قانون»)، مفهوم امر سیاسی (رساله اشمیت)، و «نقد خشونت» (بنیامین). دو متن آخر، فی الواقع، مفاهیم، مضامین و ایده‌های اصلی پروژه فلسفی سیاسی آگامبن را فراهم می‌آورند. چنان که گفتیم، در نظر اشمیت، سیاست چیزی نیست مگر تصمیم گیری فرد حاکم در وضعیت استثنایی؛ یا به عبارت دیگر، کنش ناب ترسیم یک مرز در فضایی تهی - همان فضای استثنایی برخاسته از تعلیق هر گونه قانون - به قصد مشخص ساختن قلمرو حاکمیت و ایجاد تمایز میان درون و برون، خودی و غیر خودی، و نهایتا دوست و دشمن. از این رو، گرد آمدن گروهی از آدمیان در قالب یک گروه یا ملت واجد حاکمیت سیاسی در تقابل با سایر گروه‌ها، و (امکان وقوع جنگ، مضمون اصلی «مفهوم امر سیاسی» است.»

آگامبن در قسمتی از کتاب با عنوان منطق حاکمیت درباره پادوکس حاکمیت توضیح داده است: «پارادوکس حاکمیت عبارت است از این واقعیت که حاکم، در آن واحد، درون و بیرون نظام قانونی است. اگر حاکم حقیقت همان کسی است که نظام قانونی قدرت اعلام وضعیت استثنایی و در نتیجه قدرت تعلیق اعتبار خود نظام را بدو اعطا می‌کند، آنگاه حاکم بیرون از نظام قانونی معتبر است و با این حال بدان تعلق دارد، زیرا تصمیم گیری در این مورد که آیا قانون اساسی باید در کل تعلیق شود، برعهده اوست». این نکته خاص که حاکم «در آن واحد درون و بیرون نظام قانونی است تأكيد از من به هیچ وجه بی اهمیت نیست: حاکم، که واجد قدرت قانونی تعلیق اعتبار قانون است، قانون خود را بیرون از قانون جای می‌دهد. این بدان معناست که پارادوکس حاکمیت می‌تواند به شکل زیر نیز صورت بندی شود: «قانون بیرون از خودش است»، یا: «من، شخص حاکم، که بیرون از قانون ام، اعلام می‌کنم که هیچ چیز بیرون از قانون نیست.»

در بخشی دیگر از کتاب که درباره امر سیاسی است آمده است: «امر سیاسی می‌تواند مایه و توان خویش را از متنوع ترین جدوجهدهای بشری اخذ کند، از انواع برابر نهادهای دینی، اقتصادی، اخلاقی و غیره. امر سیاسی جوهر خود را وصف نمی کند، بلکه تنها به شدت و حدت تجمع یا تفرقه انسان‌هایی اشاره دارد که انگیزه هایشان برای باهم ماندن یا از هم جداشدن ممکن است دینی، ملی (به معنای قومی یا فرهنگی آن)، اقتصادی یا از نوع دیگر باشند؛ این انگیزه‌ها می‌توانند در زمان‌های مختلف به ائتلافها و جدایی‌های مختلف دامن بزنند. دسته بندی دوست دشمن واقعی به لحاظ وجودی آن چنان قوی و قاطع است که برابر نهاد غیرسیاسی، به محض بدل شدن به برابر نهاد سیاسی، انگیزه‌ها و معیارهای مطلقا مذهبی، مطلقا اقتصادی، و مطلقا فرهنگی سابقش را کنار می‌زند و آنها را تابع شرایط و نتایج وضعیت سیاسی موجود می‌سازد. در هر حال، آن دسته بندی ای همواره سیاسی است که رو به سوی این حادترین امکان دارد. از این روی، این دسته بندی همواره همان دسته بندی بشری تعیین کننده است، یعنی همان موجود سیاسی. اگر چنین موجودی اصلا وجود داشته باشد، همواره همان موجود قاطع و تعیین کننده است و از آن حيث حاکم است که تصمیم گیری درباره وضعیت بحرانی و اضطراری، حتا اگر استثنا باشد، همواره بی برو برگرد بر عهده آن است.»

در قسمتی دیگر با عنوان «افول دولت- ملت و پایان حقوق بشر اثر هانا آرنت» می‌خوانیم: «حیات سیاسی ما بر این فرض متکی است که می‌توانیم از طریق سازماندهی برابری را ایجاد کنیم، زیرا انسان می‌تواند در یک جهان مشترک به کنش بپردازد، آن را تغییر دهد و بسازد، البته به همراه انسان‌های برابر با خودش و فقط به همراه آنها. پس زمینه تاریک داده شدگی محض، پس زمینه ای که توسط طبیعت تغییر ناپذیر و منحصر به فرد ما شکل می گیرد، به مثابه آن بیگانه ای پا به صحنه سیاسی می‌گذارد که حتا با وجود تفاوت‌های بسیار روشنش، ما را به یاد محدودیت‌های فعالیت بشری می‌اندازد که با محدودیت‌های برابری بشری یکسان‌اند. »

چارلز در چالش واگرایی و مقبولیت

زمان مشخص می‌کند که آیا چارلز می‌تواند از بحران‌ها عبور کند یا نظام سلطنت کم جان‌تر از گذشته در بریتانیا پیش خواهد رفت.

به گزارش مجله خبری نگار/خراسان: همه‌جا سخن از ۷ دهه سلطنت ملکه الیزابت بر بریتانیا و قلمرو مشترک المنافع است. سلطنتی که عصر پنج‌شنبه با درگذشت وی به پایان رسید. اما آن روی سکه که به‌اندازه قابل توجهی با اهمیت است، رکورد «چارلز» فرزند ارشد ملکه، در سپری کردن طولانی‌ترین دوران ولیعهدی یک پادشاه است. شاه چارلز ۷۳ ساله، اکنون با چالش‌هایی روبه روست که بسیاری در انتظارند که آیا او با توجه به این سابقه طولانی اجرایی، می‌تواند از پس آن‌ها برآید یا خیر؟

بریتانیا را می‌توان یکی از کشور‌هایی دانست که به طور گسترده‌ای از مقوله قدرت نرم برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. در این میان «پادشاهی» یکی از منابع قدرت نرم بریتانیاست. در سیاست بریتانیا سعی می‌شود از شاه یا ملکه به عنوان پیوند دهنده کشور‌های مشترک المنافع به یکدیگر، استفاده شود شرکت شاه و ملکه در مراسم و آیین‌های سنتی چه در داخل و چه در خارج از این کشور راهکاری برای کاهش اختلافات مقطعی میان این کشور‌ها بوده و نوعی از تجانس و یکپارچگی میان آن‌ها را دنبال می‌کند بنابراین مرگ ملکه الیزابت که دوره طولانی از سلطنت را داشت به طور جدی این نقش را دچار تنش و تزلزل خواهد کرد چرا که جدای ازبحران‌های سیاسی و اقتصادی و میل به واگرایی که در میان کشور‌های مشترک المنافع وجود دارد نبود کاریزمای لازم در چارلز، سابقه و پرونده او که خاطره مثبتی میان افکار عمومی بریتانیا و حتی جهان درباره زندگی مشترکش با دایانا و برخی دیگر از پرونده‌های رسوایی ندارد بر مشکلات جدی شاه می‌افزاید. چالش‌های دیگری نیز دراین میان وجود دارد.

نخستین چالش، محبوبیت حکومت سلطنتی در بریتانیا از یک سو و پایین بودن محبوبیت شاه چارلز به عنوان وارث و حاکم این سلطنت، از سوی دیگر است. طبق نظر‌سنجی موسسه یو‌گاو که در سال گذشته انجام شد، ۶۳ درصد از مردم بریتانیا با ادامه نظام سلطنت در کشور موافق هستند. اما ۱۰ سال پیش، این رقم ۷۳ درصد بود.

چارلز در زمانی به قدرت رسیده است که مخالفت با نظام سلطنتی همچنان روند نزولی خود را طی می‌کند. این روند نزولی در حالی است که شخص شاه چارلز با محبوبیت کمتری نسبت به ملکه الیزابت دوم روبه روست و همین امر می‌تواند به مخالفان سلطنت بیفزاید. نظرسنجی اخیر موسسه یوگاو (YouGov) در ماه مه نشان داد که او تنها ۵۶ درصد محبوبیت دارد. در حالی که محبوبیت و مقبولیت ملکه در آن‌زمان، ۸۱ درصد بود. حتی شاهزاده ویلیام، ولیعهد جدید بریتانیا ۷۷ درصد محبوبیت را در این نظرسنجی کسب کرده بود. به نظر می‌رسد گزارش دو ماه پیش روزنامه بریتانیایی ساندی تایمز درباره این که شاه چارلز در اکتبر ۲۰۱۳ با «بکر بن لادن»، برادر ناتنی «اسامه» رهبر القاعده، در لندن ملاقات کرده و کمک یک میلیون دلاری برای خیریه خود گرفته، در کاهش بیشتر محبوبیت شاه جدید بی‌تاثیر نخواهد بود.

دومین چالش چارلز، مربوط به قلمرو بریتانیاست. این موضوع را می‌توان به دو دسته قلمرو‌های داخلی و قلمرو‌های فراسرزمینی تقسیم کرد. ۳۱۵ سال از اتحاد دو پادشاهی انگلستان و اسکاتلند می‌گذرد و چندسالی است که اسکاتلندی‌ها خواهان استقلال هستند. نیکلا استورجن، رهبر جدایی طلبان و وزیر اول اسکاتلند وعده برگزاری دومین همه‌پرسی استقلال در تاریخ ۱۹ اکتبر سال ۲۰۲۳ را داده است. به رغم شکست همه‌پرسی اول، تمایل اسکاتلندی‌ها برای استقلال، پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) مجدد شدت گرفته است. تغییر نتیجه این همه پرسی، (در صورت برگزاری) مرز‌های قلمرو‌های تحت حاکمیت شاه جدید را به چالش می‌کشد.

در بحث قلمرو‌های خارجی باید گفت که اکنون، چارلز رئیس کشور‌های مشترک‌المنافع شده است متشکل از ۵۶ کشور مستقل با ۲.۴ میلیارد نفر جمعیت است. به جز دو کشور همه ۵۴ کشور دیگر زمانی جزو مستعمرات بریتانیا بوده‌اند و هر کدام با نسبتی از نفود لندن در آن کشور روبه رو هستند. اما آن چه چالش فراسرزمینی «چارلز سوم» است، تلاش استقلال طلبانه کشور‌های عضو «قلمرو کشور‌های مشترک المنافع» است. ۷ دهه پیش و در ابتدای حکومت الیزابت دوم، گستره این قلمرو به ۳۲ کشور می‌رسید.

اکنون، چارلز علاوه بر بریتانیا حاکم ۱۴ کشور استرالیا، آنتیگا و باربودا، باهاما، بلیز، کانادا، گرنادا، جامائیکا، پاپوا گینه نو، سنت کریستوفر و نویس، سنت لوسیا، سنت وینسنت و گرنادین، نیوزیلند، جزایر سلیمان و تووالو، به شمار می‌رودهر چند به صورت نمادین. اما رویه استقلال طلبی در این کشور‌ها در حال افزایش است و روز به روز قلمرو تحت حاکمیت کاخ باکینگهام در حال کوچک‌تر شدن است. ۹ ماه پیش بود که کشور جزیره‌ای «باربادوس» در پنجاه و پنجمین سال استقلال خود از بریتانیا، به ریاست الیزابت دوم بر این جزیره پایان داد و اعلام جمهوری کرد. اکنون، استرالیا از یک سو و جامائیکا، آنتیگاآ و باربودا در منطقه کارائیب از سوی دیگر، تلاش می‌کنند از زیر پرچم پادشاهی بریتانیا بیرون بیایند.

چالش سوم بحث اقتصادی بریتانیاست. هرچند این نخست وزیر منتخب و دولت است که در مقام اجرا اداره کشور را در دست دارد، اما تورم و بحران اقتصادی می‌تواند در میان مدت و بلند مدت روی پادشاهی چارلز سوم سایه بیفکند. نرخ تورم سالانه بریتانیا در ژوئیه گذشته تحت تاثیر افزایش قیمت مواد غذایی به ۱۰.۱ درصد رسید که بالاترین سطح از فوریه ۱۹۸۲ به شمار می‌رود.

علاوه‌براین، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی شاه بریتانیا، کهولت سن اوست. هیچ کس نمی‌داند شاه جدید که ۷۳ سال سن دارد، چه مدت دیگری زنده خواهد بود و توان کار کردن را دارد. مرگ احتمالی او اگر در سال‌های نزدیک پیش رو رخ دهد، می‌تواند به بی ثباتی منجر شود. زمان مشخص می‌کند که آیا چارلز می‌تواند از بحران‌ها عبور کند یا نظام سلطنت کم جان‌تر از گذشته در بریتانیا پیش خواهد رفت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.